مرتضى مطهرى
105
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
افلاك كه جز غم نفزايند دگر * ننهند بجا تا نربايند دگر ناآمدگان اگر بدانند كه ما * از دهر چه مىكشيم نايند دگر * چون حاصل آدمى در اين شورستان * جز خوردن غصه نيست تا كندن جان خرّم دل آنكه زين جهان زود برفت * و آسوده كسى كه خود نيامد به جهان * اى چرخ فلك خرابى از كينهء توست * بيدادگرى شيوهء ديرينهء توست اى خاك اگر سينهء تو بشكافند * بس گوهر قيمتى كه در سينهء توست اين اعتراضها و دشنامها كه نثار چرخ و فلك مىگردد در حقيقت اعتراض به مقام بالاتر است ، زيرا چرخ و فلك ، كارهاى نيست ، كجروى و كج رفتارى فرضى كه بدان متهم است نه به ميل خود اوست . شايد به همين جهت در حديث آمده است : لا تسبّوا الدّهر فانّ الدّهر هو اللّه . « زمانه را دشنام ندهيد كه زمانه همان خداست » . ( 1 ) ايضاً مىگويد : دارنده كه تركيب طبايع آراست * از بهر چه افكندش اندر كموكاست گر نيك آمد ، شكستن از بهر چه بود ؟ * ور نيك نيامد اين صور ، عيب كه راست ؟ * تركيب پيالهاى كه در هم پيوست * بشكستن آن روا نمىدارد مست چندين قد سرو نازنين و سرو دست * از بهر چه ساخت و ز براى چه شكست ؟ *
--> ( 1 ) . توجيه صحيح حديث اين است كه انتقاد از زمانه ، انتقاد از مجموعهء نظام عالم و اعتراض بر خدا است ؛ ولى بعضى از دانشمندان ، مدّعى هستند كه اين حديث از مجعولات « زروانيّه » است كه واقعا معتقد بودهاند كه روزگار خداست .